توهم…

دور نمی‌بینم وقتی را که ورق‌پاره‌های مرا از گوشه‌گوشه‌ی اینترنت، اعم از فیس‌بوک و وبلاگ و توئیتر و فرندفید و حاشیه‌های ایمیل و درون کامنت‌ و حتی لایک‌ها(!)… جمع‌آوری کرده و کتابی بسازید، نامش زیتون ینهاده و قَسَم راستتان «به زیتون» باشد!

جنتی و سال 42…

آیت‌الله جنتی تعریف می‌کرد: سال 42 با دو نفر دعوام شد،‌
سال 42 هجری قمری دو نفر خیلی بود!!!!!!

نوشته شده در طنز. برچسب‌ها: , , , . Leave a Comment »

بگم‌بگم‌هات مارو کُشته!

بگم؟ بگم؟:)

– …

– واقعا بگم؟

– 😐

– می‌گما!…

– بگو!

– بگم؟ 😐

– دِ زر بزن!

– جان آقا بگم؟

– کثافت، بی‌شعور می‌گم بگو! هشت سال بگم‌بگم راه انداختی، حالا جرأت داری بگو!

– نمی‌گم اصلا»..

هنوز داغید…

با اجازه‌تون 21 دسامبر دنیا به پایان رسید!

شما همه  مُرده‌اید، منتها هنوز داغید نمی‌فهمید…

پیج آقام…

مصاحبه‌ی دکترا:
– شما عضو فیس‌بوک هستید؟
– نخیر، فیلتر شکن حروم اعلام شده من نمی‌رم.(صفحه‌شو از قبل هاید کرده)
– آقا پیج زده اونجا، لایک کردن ایشون واجب کفایی اعلام شده. یه نوبت دیگه مصاحبه براتون تعیین می‌کنم…

کارخونه سیمان آبیک:
پیمانکار- آقا دو تا تریلی سیمان می خوام!
– پیج آقا رو بالاخره لایک زدی؟
– بله داداش، بیا با موبایلم نشونت بدم.
– کو؟ آهان… اصغر آقا دو تریلی سیمان تحویلش بده…

مصاحبه گزینش آموزش و پرورش:
– فکر کردی ما هالوییم نمی‌فهمیم درست امروز که مصاحبه داری پیج آقا رو لایک زدی!

عابر بانک در زمان تحویل یارانه:
– با عرض پوزش اسم شما در مرورگر پیج آقا پیدا نشد، از پرداخت یارانه معذوریم…

زن به شوهر:
– به خدا یه بار دیگه اذیتم کنی می‌رم لوت می‌دم با اسم مستعار تو پیج آقا فحش نوشتی!

پایگاه بسیج:
بسیجیه  موبایلشو درمیاره  با تهدید می‌گه:
– به خدا اگه حقوقمو اضافه نکنید، پیج آقا رو آنلایک می‌کنم…1… 2… 3…

تا بچه‌های نسرین ستوده هستن تو غلط می‌کنی می‌شینی برای دوطفلان مسلم گریه می‌کنی!

غلط می‌کنی می‌شینی برای دو طفلان مسلم گریه می‌کنی!

تو غلط می‌کنی وقتی بچه‌های نسرین ستوده جلو چشماتن، بشینی برای دو طفلان مسلم گریه کنی!
تو بی‌خود می‌کنی بشینی برای لب تشنه‌ی امام حسین و یارانش زار بزنی وقتی این همه زندانیان سیاسی جلو چشات دارن از گرسنگی و تشنگی می‌میرن…
تو عربده می‌کشی که کاش من اون‌موقع بودم و نمی‌ذاشتم حسین تنها بمونه…
الان که هستی!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
ببخشید به خاطر لحن بدم…
آی‌ی… دلم خیلی پره…

پی‌نوشت:
و کامنت‌های دوستان زیر این پستم در فیس‌بوک:
1- زیتون کسی که خودش رو بخواب زده رو چطوری میشه بیدار کرد
2- و همچنین،
تو غلط میکنی اسم خودت رو گذاشتی شاعر و عاشورا که میشه فرت و فرت و زرت و زرت شعر عاشورایی مینویسی، ولی از لایک کردن یک شعر برای ستار بهشتی هم میترسی چه برسه بخوایی خودت واسش شعر بگی |:
3- والا من اگه اون موقع! بودم میرفتم میزدم دهن مهن این یزید بی شرفو صاف میکردم تا گیر این مکافات 1400 ساله نمیفتادیم.
یه شکری خورده که تاوانشو باس نا بدیم.
4- لحن بدت مهم نیست… مهم واقعیتیه که گفتی… من همیشه فکر می کنم اگه امام حسین الان بود چند نفر از همینا که براش عزاداری می کنن تو گروه یزید بودن؟
5- خوب کردی. تو غلط می کنی الان که هستی می بینی چقدر تو 88مردن. ستار که هست مادرش که هست. مادر ستار نمی تونه زینب زمانه باشه حتما باید بره کاخ یزید خودش رو لخت کنه بشه حماسه زینب.
6- همین الان قرار بود جنگ بشه و تو محله کوپن صابون اعلام می‌کردن همه می‌رفتن تو صف صابون
7- ابولفضل زمان ابولفضل قدیانی که تبیعد شد. حتما باید با نیزه دقت کنید این بزرگترین دروغ عاشورا است. کی دیده نیزه دست قطع کنه
8-

لینک در بالاترین

12:18 | Zeitoon 

از سلسله مباحث کودک درون…

از سلسله مباحث کودک درون

من برم کودک درونم رو بخوابونم برگردم.
پدرسوخته خیلی زر زر می‌کنه…

10:08 | Zeitoon 

ماجراهای کودک درونم… کودک درون و همایش شیرخوارگان حسینی

پدر سوخته‌‌ی جُعَلَق، این کودک درونم، از صبح گیر داده که می‌خواد در همایش شیرخوارگان حسینی شرکت کنه، حالش رو گرفتم!


بالاترین