الهذیونات الکبیر

1- یه جمله معروف هست که می گه هر مشکلی که آخر سر نکشدت, قوی ترت می کنه.
ما رو بیماری نکشت, اما قوی ترم هم نکرد. دارم می میرم از ضعف.

2- اینقدر این روزها هذیان گفتیم و باعث نشاط و انبساط خاطر عمله جات بیمارستان شدیم که چه!
مثلا در حالت تب و زیر سرم به دکتر که داشته با سی با از ترسیدنش از سوار شدن به هواپیما می گفته گفتیم "این حکومت خودش داره سقوط می کنه چه برسه به هواپیماهاش" و دکتر هم با کمال مهربانی گفت شما راحت بخوابید فکر مغشوش نکنید.

3- اینقدر این روزها دل نازک شدیم که وقتی سوسک توی فیلم کارتونی هم روی برف لیز می خورد های های می زنیم زیر گریه.
4- گاهی هم از شنیدن چیزهای گریه دار بیهوا می زنیم زیر خنده و تازه بعد از چند دقیقه پی به اشتباهمان می بریم . مثلا اولش که شنیدم دو تا راننده که از قضا اسم هر دو غلامرضا بوده در تاریخی نزدیک به 8/8/88 بر سر سوار کردن یک مسافر با هم دیگر دوئل می کنن و یکیشان می زند آن دیگری را می کشد.

5- خدا به شما هم شفای عاجل عنایت کند. خسته شدیم از خوابیدن و گریه کردن.

6- وقتی یه مدت نمیام به وبلاگم یه خورده دست و دلم به نوشتن نمی ره. بخصوص که فکر می کنم از دنیای وبلاگستان عقب افتادم. یا فکر می کنم اصلا مگه کی دلش برای زیتون تنگ می شه.

7- بعد از ماجرای سیستان و بلوچستان رفته بودم به محله ای غریب برای خرید. مرد فروشنده داشت برام میوه می کشید. (شغلشو تو این نوشته عوض کردم) دیدم چند تاشون لک داره. گفتم توروخدا میوه خوب بگذار. کُرد که جنس خراب نمیده دست مشتری. مثلا خواستم بگم از لهجه ت فهمیدم کُردی.
رگ غیرتش به جوش اومد و میوه قبلی ها رو خالی کرد و از نو شروع کرد به برچیدن درشت ترینشون. حالا از من اصرار که نه دیگه, برای بقیه مشتری هات هم بذار. همه خوب خوباشو برای من نذار. گفت نخیر, باید کرد بودنمو به شما ثابت کنم .
بعد گفت فکر نکنی از اون کرد معمولیاش هستم ها… گفتم یعنی چه؟ گفت من یک پ.ک.ک. هستم. عشق من عبدالله اوجالانه. اون موقع روز اونجا خلوت بود و مشتری دیگه غیر از من اونجا نبود. اسم اوجالان که اومد بقیه همکاراش هم بهش پیوستن و شروع کردن از اوجالان تعریف کردن . گفتن اسم پژاک به گوشت نخورده؟ گفتم چرا شنیدم اما نمی دونم چی می گن. راستش یه خورده ازشون ترسیدم. گفتم نکنه اینا آنتن هستن و می خوان ببینن من چی می گم. گفتم من زیاد شناختی ازشون ندارم. به هم با خنده نگاه کردن و گفتن حتما شنیدی گروه ریگی تو بلوچستان چیکار کرده؟ دمشون گرم. پژاک هم همینطوره.
خواستم نصبحتشون کنم, گفتم یعنی شما با ترور و عملیات انتحاری موافقید؟ گفتن آره. مگه شما موافق نیستید؟ گفتم معلومه که نه! ترور باعث ناامنی تو اجتماع می شه از اول انقلاب هم دیدیم هر کیو می کشن فوری یکی از اون بدتر به جاش میاد. اون کشته شده هم شهید والامقام حساب می شه. مثلا همین احمدی نژادو اگه کشته بودن الان اینقدر خوار و خفیف می شد؟این وسط یه عده آدم بیگناه هم کشته می شن.
گفتن خوب انقلاب هزینه داره. گفتم چه انقلابی بابا؟ ترور و هرج و مرج کجاش انقلابه؟ باعث میشه حکومت نیروی نظامیشو بیشتر تقویت کنن و بهانه بده به دستشون برای سرکوب انقلابیها. من که هیچوقت دوست ندارم حکومتی سرکار بیاد که دشمناشو با ترور از بین برده. و تفنگ و بمب زبونشونه. گفتن ولی این تنها چاره ست. با اینکه این حرفو از خیلی ها این روزا شنیده بودم اما باز باورم نشد و هنوز ازشون می ترسیدم. چند بار گفتن نکنه تو طرفدار آخوندایی؟ گفتم نه بابا! غلط بکنم!
موقع پول دادن, چون در حین حرف زدن کلی خرید کرده بودم و از هر چی یک کیلو خواسته بودم سه چهار کیلو برام کشیده بودن و ترسیدم اعتراض کنم برام تفنگ بکشن:) پول توی کیفم کم اومد و مجبور شدم به جیب مخفی کیف که برای روز مبادا چند اسکناس 5 هزار تومنی قائم کرده بودم مراجعه کنم که در آوردن پول همانا و ریختن چندین مچ بند سبز که همونجا جاسازی کرده بودم همان.
همه شون قهقه زدن زیر خنده. پس تو از اون سوسولایی که با النگوی سبز می رن انقلاب نرم کنن؟ حوصبه نداشتم, گفتم نه بابا نذر دارم می خوام آجیل مشکل گشا بخرم بکنم تو کیسه دورش روبان ببندم. گفتن تو گفتی و ماهم باور کردیم. اما یادت باشه انقلاب باید سخت باشه نه نرم!
آخرش هم نفهمیدم شوخی کردن یا جدی گفتن.

8- کرزای با این همه هیکل و کبکبه و دبدبه قبول کرد تقلب شده و انتخابات باید به دور دوم بره, اما احمدی نژاد کوچولوی ریزه میزه قبول نکرد.
ژان پسر 23 ساله نیکلای سارکوزی رئیس جمهور فرانسه– که یک سوم سن احمدی نژادو داره- با پارتی بازی قرار بود بشه رئیس یه نهاد مالی خودش خجالت کشید و انصراف داد اما اینا با پررویی عین بختک چسبیدن به تموم پست هایی که با پارتی بازی صاحبشون شدن.
9- کاریکاتور جالب نیک آهنگ کوثر در مورد 13 آبان.

خدا کنه روز آنلاینی ها نفهمن به فضاشون لینک دادم. فلیکر خودم مدتیه باز نمیشه بذارم اونجا. وبلاگ آقای کوثر هم باز نمیشه ببینم گذاشته تو وبلاگ خودش یا نه. انگار خلافش خیلی سنگینه چون با آنتی فیلتر هم می گه اکسس دینای

10- خوشحالم که بالاخره پدر حسین درخشان سکوت رو شکست و به بازداشت پسرش اعتراض کرد.

از تمام کسایی که اسامی و عکسای بازداشت شده ها رو در وبلاگشون دارن خواهش می کنم اسم و عکس حسین درخشان رو هم –اگه تاحالا اضافه نکردن- اضافه کنن. من واقعا نگرانشم. و اگه هنوز پدر و مادری پیدا می شن که فکر می کنن اگه دستگیری فرزندشونو به مردم اطلاع ندن حکومت براشون تخفیفی قائل می شه عبرت بگیرن.

11- خوشحالم که هنوز افرادی مثل ژیلا بنی یعقوب تو مملکتمون هستن. جایزه هاش مبارکش باشه.

12-( اگر دین دارید, چه اشکال دارد کمی هم آزاده باشید! (کار مشترکی از من و حسین آقا)

13- التظاهراته, من الایمان!
بخصوص از نوع 13 آبانیش

پ.ن.
می گم گاهی الکی خنده ام می گیره شما هی باور نکنید.
شروع کردم کامنت های پست قبلو از آخر خوندن دیدم آرش برای آقای خامنه ای و احمدی نژاد و سردار جعفری کامنت نوشته:
آقای خامنه ای، آقای احمدی نژاد، آقای سردار جعفری… و دیگران، بیایید با هم کشور خود را بسازیم.
"بگذارید آیندگان و فرزندان ما به خرد و همدلی ما و زندگی کردن در ایرانی آباد و آزاد و سربلند به خود ببالند. هنوز دیر نشده. اختلافات همیشه بوده و خواهد بود. بگذارید همان طور که قرآن گفته داوری اختلافات مان را به پیش داور بزرگ اندازیم. به نفع همه ماست که برای زندگانی مسالمت آمیز در کنار یکدیگر به دمکراسی و داوری صندوق های رای تن در دهیم. "

آخه آرش جان اگه هدف اینا از روی کار اومدن ساختن مملکت بود که الان ایران باید گلستان می بود.
یعنی چه هنوز دیر نشده؟ یعنی مثلا بیان بگن ببخشید اشتباه کردیم, یه سی سال دیگه به ما مهلت بدین ,ما هم باید بگیم چشم بفرمایید ایران ما چند تا سی سال دست شما!؟

لینک در بالاترین

شما برای راهپیمایی روز 13 آبان چه فکری کرده اید؟

چه خوشمون بیاد و چه خوشمون نیاد تا آخر امسال بیشتر از دوبار نمی تونیم بریزیم تو خیابونا و به حکومت و شرایط سخت غیر انسانی که برامون درست کرده اعتراض کنیم. یکی 13 آبان و دیگری 22 بهمن.
این حقیقته که رژیم هیچگونه تجمع و تظاهرات دیگه ای رو برنمیتابه و با اون به شدت برخورد می کنه. اما در این دو روز (13 آبان و 22 بهمن) چون خود حکومت اعلام راهپیمایی می کنه می تونیم به بهانه ای بریم تو خیابونا قاطی حزبل ها بشیم و بعد با هم جمعیت عظیم میلیونی رو تشکیل بدیم و اعتراض کنیم به سی سال دیکتاتوری و سی سال دزدی و دروغ و ثروت اندوزی و چپاول مال مردم. به سی سال تحقیر و خوار کردن مردمی آزاده و بزرگ کردن معدودی کوتوله ی مفلوک( از نظر قد عرض نمی کنم) بی سواد دزد و سی سال گرفتن آزادی و…
ما دیگه کی می تونیم اعتراض کنیم به تقلب آشکار در انتخابات اخیر؟ و به کشتار و شکنجه و تجاوز مردم معترض؟ به کشتن نداها و سهراب ها…
این فرصت ها رو نباید از دست بدیم.
حواسمون باشه, اگه 13 آبان رو از دست بدیم می ررررررررررره تا 22 بهمن… یعنی بیشتر از سه ماه دیگه!
حکومت بالکل خودشو زده به خواب و صداهای ما رو نشنیده می گیره. باید درست و حسابی بیدارش کنیم.
ولی آیا کافیه که مثل راهپیمایی ها ی دیگه بریم شعاری( اونم شعارهای تکراری قدیمی) بدیم و برگردیم؟ بهتر نیست با هم برای اون روز برنامه ریزی کنیم.
18 روز وقت کمی نیست.
من اینا به ذهنم می رسه. لطفا شما هم راهکارهای خودتونو به اون اضافه کنید تا به کمک هم یه 13 آبان تاریخی داشته باشیم.
1- می تونیم علائمی بسازیم و با خودمون ببریم. نمادهای مقوایی مثل کبوتر آزادی که با کشیدن نخ بالهاش تکون می خوره.(شعار مورد نظرمونو می تونیم روی بدنه و بالهاش بنویسیم.)
2- می تونیم پوسترهای مورد نظرمونو طراحی و چاپ کنیم و به تعدادی که در جاسازی لباسامون یا کیفمون جا می شه با خودمون ببریم و بین جمعیت پخش کنیم.
3- هر کس می تونه عکس شخص سیاسی یی رو که بهش معتقده به تعداد زیاد چاپ کنه.
4- از کاریکاتوریست های عزیز مثل نیک اهنگ کوثر بخواهیم برای اون روزمون کاریکاتور بکشه و اجازه بده تا چاپ و بزرگش کنیم و روی دست بگیریم.

5- از الان شعارهای جدید و کوبنده و جالب برای اون روز بسازیم. شاعران طنز سرا مثل هادی خرسندی و… برامون شعرهای کوتاه قافیه دار بگن تا همه حفظ کنیم و اون روز بخونیم .

6- مثل روزهای انتخابات هر چه می تونیم روبان سبز تهیه کنیم و باهاش مچ بند و پیشونی بند درست کنیم و بین جمعیت پخش کنیم.

7- ما هم مسیر راهپیمایی اعلام کنیم یا مثل روز قدس از مسیرهای خود حکومت استفاده کنیم.

8- از همه خواهش می کنم در این بحث شرکت کنن.(فقط خواهشا راهکارهای خشونت آمیز ندید)

9- احتیاط های امنیتی هم فراموش نشه.
اگه تعدادمون اون روز میلیونی باشه هیچکارمون نمی تونن بکنن. اینطور که شنیدم خیلی از مامورهایی که با باتوم به جمعیت حمله کردن از کارشون پشیمونن و هیچ بعید نیست مثل روزهای انقلاب خیلی هاشون از کتک زدن مردم شونه خالی کنن..

2:13 | Zeitoon | نظرها

برادران لاریجانُف… حذف تدریجی تاریخ ایران

1- این چند وقت به سختی می تونستم وارد اینترنت بشم. نمی دونم مشکل از کامپیوترمه یا مخصوصا اینطورش کردن که امثال من ناامید شن و برای مدتی قید اومدن به اینترنت رو بزنن. تقریبا همه آنتی فیلترام از کارافتادن و سایت های فیلتر شده که نمیومد برام. سایت های فیلترنشده هم گاهی یکی دوساعت طول می کشید باز شن. واقعا خسته شده بودم و گاهی تا دوسه روز طرف کامپیوترم نمیومدم.
الانم فکر کنم از غافله وبلاگستان خیلی عقب باشم. امیدوارم همه چیز امن و امان باشه(اهه.. تو این شرایط…)
2- از روز قدس به این طرف ما دیگه نمی تونستیم کانال بی بی سی فارسی رو نگاه کنیم. اما دیشب از عجایب روزگار یادشون رفته بود روش پارازیت بندازن( آهای, سپاهیان محترم دیشب چتون بود؟ یه وقت بد عادت می شیم دوباره)

3- به سلامتی سپاه پاسداران داره یواش یواش تموم قله های اقتصادی ایران ( و چه بسا- اگه رو بهشون بدیم- به زودی جهان) رو فتح می کنه و تا بیاییم به خودمون بجنبیم می بینیم شش دانگ مملکت به اسمشون زده شده.
اگه مارک شورتتون هم آرم سپاه شد تعجب نکنید.

4- هی میشینم حساب می کنم تا روز 13 آبان چند روز مونده که بتونیم آزادانه بریم تو خیابون و دلی از عزای شعار مرگ بر دیکتاتوری دربیاریم. 13 آبان خیلی دیر نیست؟

5- رفتم فیلم «بی پولی». اینقدر این برادران(!) عزیز منتقد سینمایی از بازی لیلا حاتمی تعریف کرده بودن که به راستی توقع داشتم یه بازی متفاوت ازش ببینم و ندیدم و حالم گرفته شد. چرا از بازی رادان کسی تعریف نکرد و چرا کسی نگفت فیلمش اینقدر غیرمنسجمه. (البته برق سینما هم وسط فیلم سه بار رفت و هر بار اومد یه مقداریش رفته بود جلو. با این همه فیلمنامه ش خیلی مشکل داشت و بازی ها خیلی یخ بود)
ایندفعه سعی می کنم بیشتر نقدهایی که خانم ها می نویسن بخونم. کمتر آب دهنشون تو نوشته شون جاریه و کمتر آدم گول می خوره. اقلا کاش سه شنبه رفته بودم که بلیتا نصف قیمت بود.
6- اصلا به مواضع سیاسی هیلاری کلینتون کاری ندارم. وقتی صورتشو می بینم از اینکه نه تتوی ابرو و چشم و دور لب داره, نه دماغشو عمل کرده و نه دم ابروشو تراشیده و نه چین و چروکهاشو داده بکشن صاف و صوف کنن و …غرق حیرت و شایدم لذت می شم. این روزها دیدن اینجور چهره ها(تو ایران) دور و برمون نایابه. قیافه ها همه عین هم(جن بوداده) و همه اجق وجق شدن.
7- هنرپیشه ها در اثر عمل های جراحی زیبایی متعدد, اینقدر قیافه هاشون شبیه هم شده که گاهی باید یه عالمه فکر کنی اینو کجا دیدی. یکی می گفت تو یکی از سریال های اخیر دوتاشون رل دوقلوهای همسانو بازی می کنن. بدون گریم.( آرام جعفری و شیوا بلوریان)
بیخود نیست کیومرث پور احمد تو یکی از مصاحبه هاش گفت تو فیلمش امکان نداره از یه بازیگر دماغ عمل کرده استفاده کنه. من اون روزا گفتم عجب دیکتاتوریه این دیگه. اما حالا مرده بره یه بازیگر عمل نکرده پیدا کنه ببینیم. شاید برای همینه مدتیه فیلم نساخته

8- برادران لاریجانُف
قحط الرجال که می گن یعنی این:
الف- علی لاریجانی سالهاست که مشغول خوردن مخ ما( و ایضا خوردن ثروت مملکت) در کِسوَت رئیس صدا و سیما و ارشاد و رئیس مجلس و شورای امنتیت ملی و عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام و عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي و خدا می دونه چند شغل دیگه ست.
ب- محمد جواد لاریجانی یه زمانی نماینده مجلس و مشاور قوه قضاییه و رئیس مرکز تحقیقات فیزیک و نظریه پرداز چرت نویس.
ج- صادق لاریجانی, آخوند, عضو فقهای شورای نگهبان, عضو مجلس خفتگان… ببخشید, خبرگان رهبری و حالا رئیس قوه قضاییه!

دال- فاضل لاریجانی رایزن فرهنگی و رایزن دانشگاه آزاد و پیام نور در کانادا!

ه- باقر لاریجانی, معاون علیرضا مرندی در وزارت بهداشت, رئیس دانشگاه علوم پزشکی تهران. نامزد تصدی وزارت بهداشت در دولت نهم.
من نمی دونم اینا خواهر دارن یا نه.اگه دارن باید تساوی حقوقشون رعایت می شد و یه کار مهم هم به اونا می دادن. مامانشون دیگه پسر نزاییده؟ نکنه نیمه نازا بوده!

9- فکر نکنم مردم دیگه تو کتشون بره بعد از خامنه ای کسی بشه رهبر. حتی اگه اون شخص رفسنجانی یا حتی بر فرض محال موسوی باشه. مگه ما کی هستیم که برای شیعیان جهان رهبر انتخاب کنیم؟ فقط یه آدم متوهم بیمار می تونه فکر کنه رهبره!

10- اول به طور کاملا سهوی(!) یادشون می ره تو نقشه ایران پشت کتابای درسی اسم خلیج فارس رو بنویسن. بعد به صورت نیمه سهوی نیمه عمدی اسم پادشاهان قدیم ایرانی رو حذف می کنن. بعد یواش یواش اسم وزرا و امیرکبیر از تو تاریخ پاک می شه. بعد اسم دریاچه خزر و ارومیه و… بعد نوبت رودها و کوههای ایران می شه . بعد آثار تاریخی…. هر چی تا حالا خراب نشده خرابش می کنن و
در آخر تو تاریخ ایران می مونه فقط چند تا آخوند!

لینک در بالاترین

اینا به خودشون هم رحم نمی کنن…

یکی از دوستام که هم خودش و هم خانواده ش به احمدی نژاد رای داده بودن رو چند روز پیش دیدم. خراب و داغون. دیگه نه برام کرکری می خوند و نه درباره موسوی چی ها جوک می گفت. پرسیدم: چی شده؟ چرا اینقدر دمغی؟
اولش نمی خواست بگه اما بعد از اصرار زیاد من که فکر می کردم شاید مشکلی پیدا کرده و من بتونم کمکی بهش بکنم, (اما بعدا فهمیدم که نه از من نه از هیچکس دیگه کاری برنمیاد) برام تعریف کرد چی شده.
یکی از آشناهاشون که از قبل از انتخابات تا مدت یک ماه از 6 صبح تا 12 شب برای تبلیغات و کمک در ستاد احمدی نژاد خودشو کشته بود.چند روز بعد از انتخابات در مسیر رفتن به خونه غیبش می زنه. خانواده ش از صبح تا شب تموم کلانتری ها, بیمارستان ها, حتی پزشکی قانونی رو می گردن و پیداش نمی کنن. یک ماه همه جا رو زیر و رو می کنن. از هم پالکی هاش هزار بار سوال می کنن اونا می گن ما خبر نداریم.
حتی شکشون می بره شاید طرفدارای کاندیداهای دیگه بلایی سرش آوردن. می رن تموم بیغوله های دور تهران رو می گردن بلکه جسدشو پیدا کنن. خبری نمی شه. تا اینکه سی و دوسه روز بعد زنگ می زنه و با صدایی ضعیف می گه که الان من زندان اوینم. با التماس موبایل یه بنده خدا رو قرض کردم. توروخدا به دادم برسید دارن می کشنم.
خانواده ش فوری چند تا آشنا و آخوند گردن کلفت که در جریان فعالیت های شبانه روزیش برای احمدی نژاد بودن جور میکنن و می رن اوین پیگیری و با هزار زحمت و هزار تا تعهدنامه و قسم نامه آزادش می کنن.
اونقدر شکنجه شده بوده و اونقدر به تموم اعصاب دست و پا و شکمش برق وصل کرده بودن که رعشه گرفته و درست نمی تونه حرف بزنه.همه جاش زخم چنگکه.
کاشف به عمل میاد که این آقا یک بار به طور اشتباه عکس احمدی نژاد رو به صورت سر و ته از گردن آویزون کرده بوده و همراه با عده ای تو خیابون به طرفداری ازش شعار می داده . یه نفر نامردی نمی کنه همونطوری ازش عکس می گیره و بعد از انتخابات عکسشو می ذاره تو وبلاگش(یا یه سایت اینترنتی) و زیرش می نویسه طرفدارای احمق احمدی نژاد رو ببینید(یه همچین جمله ای) و اینا هم فکر کردن این از قصد و غرض و دستور آمریکا و انگلیس این کارو کرده و احتمالا عامل نفوذیه. خلاصه که بلایی سرش آوردن که از فردی سالم و زبل و فعال تبدیل شده به یه آدم بیمار و رعشه ای و افسرده که هر آن احتمال خودکشیش می ره و دیگه حتی نمی تونه بره سر کار تا نون زن و بچه شو در بیاره.
حالا این دوست من و تموم خانواده و فامیلش شدن ضد رژیم…

2:26 | Zeitoon | نظرها(106)